میگریزم از سكوت سرد قلب خاطره می برم پناه بر نگاه گرم و روشنت یك صدا می رسد(( پس بكش))*** این است پایان گریز و دل به عشق سپردن ((پس ببین))*** این است شیوه ی چگونه مردنت اری! اری اشنایم به ظلمت خودم دل شیدا بغض سرد ارزوها را شكست اشكی كه از چشمم چكید خنده ای كه بر لب عكس تو نشست من هنوزم اشنایم به صحبت خودم خاطره امید دلم را در دلم هنوز نید میدهد ((خنده ای برای تو *** اشكی برای غربت خودم ))
+
نوشته شده در دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 1:21  توسط امير
|