تبليغاتX
آف++++++++++++++عشق
به نام آنکه اشک را آفرید تا سرزمین عشق آتش نگیرد
كل بازديدها:
افراد آنلاین:


آف++++++++++++++عشق










WwW.Template-Ir.Tk




در اين تاريکي و سرماي پهناور
در اين تنهايي و چشمهاي اشک آور
در اين بودن
در اين خفتن
در اين تنها تو را گفتن تو را جستن
در اين چون اشک ناليدن، باريدن
و چون پروانه گرد شمع چرخيدن
در اين رفتن، در اين ديدن،
در اين تنها تو را چيدن، تو را بردن
و چون گل از درون ساقه خشکيدن ولي چيدن، تو را چيدن
تو را خواهم در اين دنيا
تو را تنهاترين تنها

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 23:53  توسط امير  | 


اسپانيايي ها ميگن : "عشق ساكت است اما اگر حرف بزند از هر صدايي بلندتر است ايتاليايي ها ميگن: "عشق يعني ترس از دست دادن تو !" ايراني ها ميگن : "عشق سوء تفاهمي است بين دو احمق كه با يك ببخشيد تمام ميشود
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 1:40  توسط امير  | 


فاصله عشق هاي معمولي را از بين مي برد و عشق هاي بزرگ و جاوداني را شدت ميبخشد .مانند باد كه شمع را خاموش و آتش را شعله ور مي سازد
+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 1:11  توسط امير  | 


تا كه بودیم نبودیم كسی ، كشت ما را غم بی همنفسی ، تا كه رفتیم همه یار شدند ، خفته ایم و همه بیدار شدند ، قدر آئینه بدانیم چو هست ، نه در آن وقت كه اقبال شكست...

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم تیر 1386ساعت 2:11  توسط امير  | 


جاده ي خوشبختي در دست تعميره ! دور بزن برگرد اين اسمش تقديره
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم تیر 1386ساعت 0:50  توسط امير  | 


به گل گفتم: "عشق چیست؟" گفت: "از من خوشگل تر است..."

به پروانه گفتم: "عشق چیست؟" گفت: "از من زیبا تر است..."

به شمع گفتم: "عشق چیست؟" گفت: "از من سوزان تر است..."

به عشق گفتم: "آخر تو چیستی؟" گفت: "نگاهی بیش نیستم
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 1:23  توسط امير  | 


میگریزم از سكوت سرد قلب خاطره می برم پناه بر نگاه گرم و روشنت یك صدا می رسد(( پس بكش))*** این است پایان گریز و دل به عشق سپردن ((پس ببین))*** این است شیوه ی چگونه مردنت اری! اری اشنایم به ظلمت خودم دل شیدا بغض سرد ارزوها را شكست اشكی كه از چشمم چكید خنده ای كه بر لب عكس تو نشست من هنوزم اشنایم به صحبت خودم خاطره امید دلم را در دلم هنوز نید میدهد ((خنده ای برای تو *** اشكی برای غربت خودم ))
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 1:21  توسط امير  | 


اگه تنها بودی تو تنهاییت احساس کردی که تنها بنده تنها فقط تویی ناراحت نباش چون یکی رو داری که خودش تنهاست اما هیچوقت تنهایی رو برای بنده هاش نمیخواد به اون رجوع کن میبینی که تنها نیستی

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 1:18  توسط امير  | 


سکوتــــــم رو بـــــــه بـــارن هــــــدیه کــــردم
تمــــام زندگـــــی را گــــــریه کـــــــردم
نبــــودی در فــــراق شــــانه هایت
به هر خاکی رسیدم تکیه کردم
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 0:49  توسط امير  | 


گفتي دوستت دارم خنديدم گفتي منو ببخش خنديدم گفتي بمان نرو من مي ميرم خنديدم و رفتم .تو مردي و امدي به خوابم و گفتي ديدي مردم . خنديدم و خوشحال بودم كه يك بار راست گفتي ولي بايد مي دانستي كه تو مدتها بود براي من مرده بودي
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 0:33  توسط امير  | 


زيبايي عشق به تحمل نه به فرو ريختن و خرد شدن... اگر عشق واقعي نيست چرا مردم بخاطر از دست دادنش خودکشي مي کنن؟ براي عشقت بجنگ اما اونو گدايي نکن آخه آدما چيزاي باارزشو به گدا نمي دن
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 0:55  توسط امير  | 


اي صميمي اي دوست ! گاه و بيگاه لب پنجره خاطره ام مي آيي اي قديمي اي دوست ! تو مرا ياد کني يا نکني من به يادت هستم
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 0:51  توسط امير  | 



>